![]() |
![]() |
|
|
thy world is a lamp unto my feet, and a light unto my path
p slams119:105
inspriation
she sought the efficacy of masseges.she yelded to medication.
always remember that your word power an invisiable power which calls on the forces in the ether. amir hossein habibzadeh amirhossein_h@hotmail.com |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 20:13 توسط امیر حسین |
|
|
خیلی نادونی اینو خودمم می دونم
یک حرف تازه بگو ؟ چی دوست داری بشنوی ؟ نمی دونم ........ یخورده از خودم بگو ... خب تو یک ادم مزخرف بی شعوری میدونی من همیشه فکر نمی کردم وجدان ادمی مثل تو بشم من ماهیتم پاکه ولی از ترس اینکه الوده بشم از تو دوری میکنم بخاطر همین بعضی وقتا فکر میکنی وجدان نداری ولی اینطور نیست.... میدونی تو یک وجدان خودخواهی فکر کردی اگه یکم با من بودی شاید اینجور نمیشدم خب اصلا .... بی خیال خودمم فکر نمی کنم بودن یا نبودن تو فرقی به حال و روزم میکرد راستی چرا فکر میکنی ماهییت پاکه؟ اخه خدا منو افریده.... مگه خدا منو نیا فریده نه ...... چی ؟ مگه ما همه از خاک بوجود نیو مدیم ؟ مگه درون یک روح خدایی نیست ... مگه خدا درون ما ندمیده تا جون بگیریم شما ادما همه چیز خوب و میخواین به خودتون نسبت بدین .اگه درون شما روح الوهیته نشونم بده مگه غیر از اینه تو تا حالا هشتا از این به قول خودتون روح های الهی رو به درک واصل کردی ؟ مگه غیر از اینه تو طول عمرت یک کار درست انجام ندادی ؟ پس این حرفایی که بهمون میگن چی ؟ مگه ما نمی ریم به جهنم ؟اگه اینجوریه جهنم یک جور بهشته .چون بالاخره به خدا می رسیم تو حاضری بچه همسایه بزرگ کنی و سعی کنی دوسش داشته باشه ؟ تا حالا راجع به اون فکر نکرده بودم ..... مطمئنا نه چرا اینقدر طفره میری غیر از من و تو کسی اینجا نیست . خدا هیچ حسی نسبت به شما نداره جز کسایی که خواستن خودشون از قید وبندی که تو دنیا داشتن رها کنن خب تا اینجای داستانم چطوره جیمز خب دوست عزیز نوشیدنی چی میل داری ؟ بفرما دوست عزیز درجه یک ترین اونو برات اوردم خب جیمز وقتی این اسلحه طرف مغزت نشونه رفته باشه بازم به خدا اعتقاد داری ؟ خب حیف شد تو دوست خوبی بودی نمی خواستم تو رو بکشم ولی خودت گفتی خدا وجود نداره پس مجبورم این کار رو انجام بدم .اگه درون شما روح الوهیته نشونم بده مگه غیر از اینه تو تا حالا نه تا از این به قول خودتون روح های الهی رو به درک واصل کردی ؟ مگه غیر از اینه تو طول عمرت یک کار درست انجام ندادی ؟ تا بعد
یا هو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:12 توسط امیر حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان کوتاه |
| پیوندها |
|
سایت رسمی صادق هدایت زندگی، کار و پیکار زنده یاد دکتر محمد مصدق سایت دانشگاه باهنر خبرگزاری فارس |
|
RSS
|