![]() |
![]() |
|
|
ديگران زياد در گوشش خواندند همه مثل همند
مرگ رنگ درد است و درد رنگ مرگ پسرک حرف هيچ کس را قبول نميکرد اون ميخواست به ايمان کم رنگش رو پر رنگ کنه اما.......اين فکر لعنتي هميشه باهاش بود اون نميتونست دلشو صاف کنه شايد نميخواست که اينجور بشه درونش چنان بلبشويي برپا بود که بعضي وقتا ميگفت:بيخيال مرد بي خيال اما نميتونست اين آخرين فرصت بود که به همه ثابت کنه همه چيز خوبه ولي وقتي بيشتر ميگذشت از اين اون بيشتر مايوس ميشد تا اينکه ....... پسرک زد زير همه چيز و تا عمر داشت راحت زندگي کرد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 22:28 توسط امیر حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان کوتاه |
| پیوندها |
|
سایت رسمی صادق هدایت زندگی، کار و پیکار زنده یاد دکتر محمد مصدق سایت دانشگاه باهنر خبرگزاری فارس |
|
RSS
|