![]() |
![]() |
|
|
آخرين نفس ميان سينه
اولين طپش براي رهايي اخرين لبخند به شما اخرين نگاه سراپا رويا که تحقق نيافت صداي مرد قرآن خوان بر بالاي قبرم اينجا چه گرم است اينجا احساس عطش دردناک تر از شهوت است اينجا کرم ها قدرت سرشان نميشود اينجا مرد وزن از هم جدا هستند اينجا پاک ميشوي بد ميروي مانند فيل کثيفي که براي تميز شدنش خود را به گل مي مالد و بعد خود را به اب ميزند چه زندگي حيواني چه مرگ بي مفهومي من شايد گمراهم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:36 توسط امیر حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان کوتاه |
| پیوندها |
|
سایت رسمی صادق هدایت زندگی، کار و پیکار زنده یاد دکتر محمد مصدق سایت دانشگاه باهنر خبرگزاری فارس |
|
RSS
|